استادمون گفت که پنج دغدغه ذهنمیمون رو درباره خدا بنویسیم،تا برامون جواب بده!اما هر چی فکر می کنم میبینم من هیچ دغدغه ای ندارم!گاهی اوقات احساس پوچی و بیهودگی من بیشتر از "موسو" هست،اما با این تفاوت که "موسو" در پایان رمان بیگانه نوشته آلبر کامو جواب سئوالاتش رو پیدا می کنه!اما من هیچ سئوالی ندارم!تا به جوابی برسم!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط فانتازیو |