تبليغاتX
صخره جاودانگی

برادرم دوباره بستری شد!بعد از ۳ عمل پیاپی که به فاصله دو روز دو روز کرد،امروز دقیقا بعد از دو ماه دوباره بستری شد،علت هم مشکل در راه رفتن و عدم حفظ تعادل!*به کدام گناه؟باید الان هم دیدم نسبت به زندگی عالی باشه؟*علت هنوز مشخص نشده اما دکتر باتوجه به عکسها و شواهد،می گه که ایراد از دستگاه عصبی بدنش هست،دقیقا از وقتی که اون عمل های ناجور رو انجام داد!*من که هزار بار بهت گفتم من رو به جای اون عذاب بده،من که گفتم اگر می خوای من هستم*صحنه وحشتناکی بود وقتی که داشتم با مادرم حرف می زدم،ترس،دلهره،تنهایی،...صحنه های غم باری بود وقتی داشتم به صورتم پدرم نگاه می کردم،من هم جای هر کدومشون بودم داغون می شدم...
تصمیم داشتم دیگه نوشته های ناامید و غم بار نذارم،حتی قالب وبلاگم رو برای همین عوض کردم!اما امروز فهمیدم که نمی شه،واقعا نمیشه،نمی دونم واقعا نمی دونم...
ممنون از تمام دوستانی که تو این مدت حال دادشم رو ازم پرسیدن،معذرت می خوام که اینطوری آپ کردم.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 11:37 بعد از ظهر توسط فانتازیو |

قبل از هرچیز باید خدمت تو دوست عزیزم بگویم که علت این تاخییر در جواب به مقالت چی بود،البته مجبورم که از لفظ مقاله استفاده بکنم و نه جوابیه،دوست عزیزم،بیماری برادرم،امتحانات دانشگاه،و مهم تر از همه سیستم همه دست برادرم بود و میشه گفت مهم ترین دلیل دیرکرد من برای تجزیه مقالت همین نبود کامپیوترم تو دست خودم بود،حالا که اوضاع کمی آرام شده بند به بند نوشته هات رو برات باز می کنم تا آخر سر با هم نتیجه گیری کنیم بهتره!
در بند اول نوشته هایت گفتی برخلاف من نمی خواهی بحثت سر مسئله خاتمی(کلی و تمام اعمال خاتمی منظورم هست)باشد،لطفا بار دیگر آن مقاله را مطالعه کن،مشکل ریشه ای تر از این حرفهاست که با شخص خاتمی حل بشود!مشکل خیلی ریشه ای تر از این حرفهاست که با رای دادن به موسوی حل بشود!(به خوبی این دو جمله شبیه همند!)حالا من نمی دانم کجا باعث عقب افتادگی را خاتمی معرفی کردم؟؟؟تمام هدف من از آن جمله ها و مثال زدن حکومت رایش سوم و دولتهای توتالیتر،نه هیتلر،شناساندن شما و امثال شما به ریشه هست نه به گلبرگ،لطفا دقت کنید.
اما در مورد بند دوم نوشته هایت!چقدر زیبا نوشتی و با مثالی زیباتر از نویسنده مورد علاقه خودم"کافکا" به خوبی تشریح کردی،اما باز دعوتت می کنم تا دوباره نوشته های من رو در پستهای قبلیت بخوانی!باز برایت کمکی توضیح می دهم:آرنت علت وجود حکومت های توتالیتر را مردم می داند!همان کسانی که دور دیکتاتورها را گرفته اند دقیقا همان طور که خودت شرح دادی،درست است موافقم اما طبق تجربه و نظر آرنت که خود حکومت رایش سوم را با پوست و استخوان درک کرده بود،همواره این مردم هستند که با شرکت در برنامه های حکومت خود مشروعیت نظام حکومتی را شکل می دهند دقیقا مثل آن خانه های روستایی که خودت گفتی!حالا اگر آن خانه های روستایی در کنار خانه حاکم نبود آیا باز رمان عظیمی مانند قصر به وجود می آمد؟آیا خود تو و من و کافکا و خانم آرنت آن قصر را از دور می دیدیم؟؟؟؟در پاراگراف بعد آن نوشته خودت می گویی با حکومت توتالیتری که آرنت مثال زده روبرو نیستیم؟رای مردم را دزدیدن که خودت بارها و گاهی روزی چند بار در وبلاگت به آن اشاره می کردی،دیکتاتوری و توتالیتری نیست؟؟؟درسته نیست و به قول خودت پیچیده تر از توتالیتری است،پس همکاری برای چه؟باید از ریشه زد!همکاری کنیم تا مانند آن خانه های روستایی چسبیده به هم باشیم که به خوبی در این جریانات بازیچه بشویم که بازیچه شدند که عده شان کم هم نبود.
باز خودت جنبش دانشجویی زمان خاتمی را پیش کشیدی و علت آن را اقدامات خاتمی در دوران ریاست جمهوریش عنوان کردی!(ضمن اینکه من این بحث رو شروع نکردم و فقط دوست دارم برایت تجزیه کنم!)اینبار من برایت مثالی بزنم،گالیله می گفت زمین گرد است!یک نوع ایده ی روشنفکری و بالاتر از جامعه زمان خود داشت،به خوبی و به راحتی گالیله از طرف مردمان زمان خود مورد بی مهری قرار گرفت و هنوز که هنوز هست در مورد اعدام یا پایان زندگی گالیله شک و تردید است!مثالی دیگر برایت بزنم،نیچه خودش می نویسد:"برای اروپا و مسحیت بسیار متاسفم که ابر مردی مثل پاسکال را نابود کرد"در صورتی که اروپا و مردم آن زمان آن نظریه ها را درک نکردند و به راه خود رفتند،جنبش ها و اتفاقات که در جامعه روی می دهد به کس یا کسانی مربوط نمی شود،برخلاف تو عقیده دارم که در دوم خرداد جنبش دانشجویی را دانشجویان به وجود آوردند نه خاتمی،همان طور که در زمان ریاست جمهوری احمدی نژاد این جنبشهای خیابانی به وجود آمد که آنوقت طبق نظریه شما باید آن را به سیاست های خوب! احمدی نژاد ربط بدهیم!
بند آخرت را اصلا متوجه نشدم،اما در مورد جناب آقای بهنود عزیز!با کمال احترام و ارادت باید بگویم متاسفم برایش تا جایی که مقاله اش ارزش خواندن و فکر کردن ندارد حتی اگر بی طرف باشیم!(این پاراگراف به آقای بهنود ربط می شود نه شما گربه عزیز)،خانم بهبهانی هم نظر دادند آقای بهنود هم نظر دادند!دوستی بسیار زیبا می گفت،همیشه جریان روشنفکری در تمام جوامع و در تمام حکومت ها در اقلیت می باشد نه در اکثریت،نمونه بارز و مثالهای زیادی می توان ذکر کرد.
در آخر تشکر و معذرت از بابت جواب به نوشته هایم و دیر کرد به جواب دادن به مقاله،مخصوص از گربه عزیز.

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 4:13 بعد از ظهر توسط فانتازیو |

) ما، گروهی از وبلاگ‌نویسان ایرانی، برخوردهای خشونت‌آمیز و سرکوب‌گرانه‌ی حکومت ایران در مواجهه با راه‌پیمایی‌ها و گردهم‌آیی‌های مسالمت‌آمیز و به‌حق مردم ایران را به شدت محکوم می‌کنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی می‌خواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان می‌دارد «تشکیل‏ اجتماعات و راه‌ پیمایی‌ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏، به‏ شرط آن‏‌که‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است» رعایت کنند.

۲) ما قانون‌ شکنی‌های پیش‌آمده در انتخابات ریاست جمهوری و وقایع غم‌انگیز پس از آن را آفتی بزرگ بر جمهوریت نظام می‌دانیم و با توجه به شواهد و دلایل متعددی که برخی از نامزدهای محترم و دیگران ارائه داده‌اند، تخلف‌های عمده و بی‌سابقه‌ی انتخاباتی را محرز دانسته، خواستار ابطال نتایج و برگزاری‌ی مجدد انتخابات هستیم.

۳) حرکت‌هایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامه‌نگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آن‌ها، قطع شبکه‌ی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمی‌تواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کم‌تر شود.

پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعه‌ی بزرگ وبلاگ‌نویسان ایرانی


Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections


1)and the subsequent events We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people’s legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran’s Constitution which emphasizes “Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam

2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad
consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic
regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask
for a new election

3)Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the
Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we
hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the
government.

A part of the large community of Iranian bloggers
July 26, 2009

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 3:28 بعد از ظهر توسط فانتازیو |